يادم مياد سالها پيش، تو جمع هاي فاميلي دور هم يه بزم شعر و آواز راه مينداختيم و هركي به سليقه ي خودش شعري رو ميخوند. البته اكثراً ترانه اجرا ميكردند؛ فقط داييام بودند كه آواز رو چاشني ترانه هاشون مي كردند.
امكاناتمون يه ميكروفن معمولي بود و يه قابلمه كه يكي از بستگان به جاي ضرب ازش استفاده ميكرد. اتفاقاً نواختن سنتور رو هم بلد بود و كمي هم ني؛ ولي جالب بود كه وقتي سازش همراش نبود به طرز ماهرانه اي صداي ني و سنتور رو خودش در مياورد.براي من تو عالم بچگي خيلي لذت بخش بود و خيلي دوست داشتم كه زمان زود بگذره تا فقط يه شنونده نباشم.
از دايي بزرگمون مي خواستيم_شد خزان_رو بخونه؛ از دايي كوچكترمون _غروب كوهستان_رو ميخواستيم و از برادرم..... اون بايد ياترانه ي_من و گنجشكاي خونه_رو ميخوند ويا ترانه ي_ مريم چرا؟_ رو.
خيلي اين تصنيف رو دوست داشتم و اين دوست داشتن هنوز هم ادامه داره.يه سوز خاصي داره؛ خيلي به دل ميشينه؛ نميدونم با من مؤافقيد يا نه؟
سالها بعد اين ترانه رو از زبان كودك كوچكي شنيدم كه تو فيلم _پ مثل پليكان_ بازي ميكرد.
راستش، نميدونم اين آهنگ از كيه؟ كي شاعرشه و كي براي اولين بار اجراش كرده.( اگه ميدونيد بهم بگيد) اين آخريا با صداي عطا شنيدمش ولي اجراي من بيشتر شبیه اجراييه كه از سالهاي كودكي تو ذهنم مونده .
مريم چرا با ناز و با افسون و لبخندي؟ به جانم شعله افكندي،
مرا ديوانه كردي
امشب كه با ناله، غمت در ديده مي بارد دلم در سينه مينالد؛
مرا دیوانه کردی
رفتي مرا تنها به دست غم رها كردي به جان من خطا كردي
مرا ديگر نخواهي
پيدا شدي با غم، تو در جام شراب من ازاين حال خراب من
بگو ديگر چه خواهي
اشكي كه ريزد ز ديده ي من، آهي كه خيزد ز سينه ي من، رنگ تمنا ندارد
تو آن گل مريم سپيدي، بي تو دلم شوري و اميدي، ديگر به دنيا ندارد
همچون نسيم از برم بگذر؛ يك لحظه در ديده ام بنگر شايد نشاني ز عشق و وفا، بينم به چشم تو بار دگر
اشكي كه ريزد ز ديده ي من، آهي كه خيزد ز سينه ي من، رنگ تمنا ندارد
تو آن گل مريم سپيدي، بي تو دلم شوري و اميدي، ديگر به دنيا ندارد
پی نوشت:فرشید فروزانفر عزیز نوشته:سلام من سايت شما رو ديدم در مورد آهنگ مريم نوشته بودی بذار بهت بگم چون از بچگي پدرم برام ميخوند.آهنگ مريمي که تو نوشته بودي اصلش مال شاهرخ (نه شاهرخ معروف) خواننده مشهدي بوده که صفحه ش هم خيلي معروف بود البته شاهرخ باهمين آهنگ معروف بود و الان هم محل کارش وآدرسش مشهدشو من دارم ولي هيچ وقت جرات نکردم برم پهلوش چون خجالت کشيدم.آهنگ مال يک خواننده مشدي هستش که خونده مال دهه 40 هم هستش.قربانت