او...، از دست من دامن کشیده
غم در دل من آفریده
افکنده ما را در دل صحراها، در جستجویش تنها
من مانده از آشیان جدا......
آه، با این همه سوز نهانم
یا رب چه خواهد شد ندانم
بیگانه شد آن آشنا،
کرد آشنای غم مرا،
از کلبه ام دامن کشان رفت
چون روشنی از آشیان رفت
من مانده از آشیان جدا...
بشنوید و یا دانلود کنید
شعر:تورج نگهبان
آهنگساز:همایون خرم
خواننده ی اصلی: بانو پروین؛ و بازخوانی بهرام حصیری در آلبوم تصویر خیال
پی نوشت:
1_بعضی از دوستان، چه در نظرات خصوصی و چه در ایمیل از چگونگیِ پخش دکلمه ی من از شبکه ی PDF پرسیده بودند، که فکر می کنم در اینجا به پاسخ سوالاتشان برسند.
2_برای مدتی قادر نیستم پست جدیدی ارسال کنم؛پیشاپیش از دوستانی که به وبلاگ میان و دست خالی برمی گردند عذر می خوام.