دوباره آمدی از بس صدایت کردم
محکمتر از همیشه،اما نه بی ریشه
گویا هیچ نرفته بودی،فاصله ای نبوده؛
تنها بی خوابی شبانه به سحر سفر کرده؛بی هیچ آشفتگی
و چشمانت،که استواری درختان است و به سبزی برگها
همراه تو آسمانم ابری شد
ابرهایی پر از واژه
و قطراتی که شعر می شود
و آفتابی امیدوار که رنگین کمان را عشق معنا می کند