شعر و صدا:سیاوش
موسیقی متن:Mozart
** ** ** ** ** **
سرزده آمدي، مثل هميشه
آمدنت را با لرزش خفيف گلها شنيدم
و آنهمه بانگ آسماني كه فريادت ميكرد.
و حضورت را حس كردم؛ وقتي كه زود غروب ميشد.
بعد از آن، نارون خانه و بلاتكليفيش كه سبز بماند يا زرد
و حتي آسمان..
آسمان را وقتي كه غروب نيست و پرنده هست،
يا وقتي پرنده نيست و ستاره هست،
همراه تو ديدم.
يا وقتي ستاره نيست اما برگ هست...
گامهاي هماهنگ جفتهايي جوان كه در اندامشان ميلغزد........
وقتي صداي ناله ي برگهاي باغ، همصدا با هياهوي شلوغ صد كلاغ، سمفوني عشق ميسازد.
وقتي حجم نارنجي باد در فضاي پُر جاليز ميرقصد.
وقتي كه ستاره هست و ماه نيز؛
همــــــــه راوي حضور تدريجي تواَند اي درآمدِ سرما،
....ای پاییـــز
(۱۵ مهـــر ۱۳۷۵)