شعر:معینی کرمانشاهی
خواننده:بانو دلکش(1337 خورشیدی)، و....علیرضا افتخاری
آهنگ:علی تجویدی
دستگاه:اصفهان
امید جانم ز سفر بازآمد
شکر دهانم ز سفر بازآمد
عزیز آن که بی خبر
به ناگهان رود سفر
چو ندارد دیگر دلبندی
به لبش ننشیند لبخندی
چو غنچه ی سپیده دم
شکفته شد لبم ز هم
که شنیدم یارم بازآمد
ز سفر غمخوارم بازآمد
همچنان، که عاقبت
پس از همه شب بدمد سحر
ناگهان نگار من ، چنان مه نو آمد از سفر
من هم ، پس از آن دوری
بعد از،غم مهجوری
(یک شاخه ی گل ، بُردم به برش)2
دیدم ، که نگارِ من
سرخوش ، ز کنار من
(بُگذشت و به بر، یار دگرش)2
وای، از آن گلی که دست من بود
(خموش و یک جهان سخن بود)2
گل ، که شهره شد به بی وفایی
زِ دیدن چنین جدایی
(ز غصه پاره پیرُهن بود)2
** ** ** **
امید جانم ز سفر بازآمد
شکر دهانم ز سفر بازآمد
عزیز آن که بی خبر
به ناگهان رود سفر
چو ندارد دیگر دلبندی
به لبش ننشیند لبخندی
چو غنچه ی سپیده دم
شکفته شد لبم ز هم
که شنیدم یارم بازآمد
ز سفر غمخوارم بازآمد