این ترانه رو اولین باریست که برای دیگران می خونم..خاطرات زیادی از این ترانه دارم...خاطراتی که به گذشته های خیلی دور بر میگرده ..اون زمان این ترانه برام زیبا بود ولی الآن زیباییش همراه با غمی توامان و پنهان ...اجرایی که می شنوید ملایمتر از آهنگ اصلیست.
کلام:جهانبخش پازوکی
آهنگ:سیروس ساغری
خواننده:بانـــو ناهید"ناهید دایی جواد"
دستگاه:شــــور؛دشتـی
1342 خورشیدی
غم و غصه توی قلبُم لونه کرده
ای خدا دلُم پُرِ درده
نمی سازه با مُو دنیا
دیگه بر نمی گردُم به آشیونه
ای خدا کسی چه می دونه!
غم و تنهاییِ دل را
خدایــــا مُو به درگاهِ تو
چی بوده گنــــــاهُم؟
که باید یا بسوزُم یــــا بسازُم
مُو*جوونُم،آشیونُم،شده ویرون
غروبه توی کوهستون،منم نالون
که سرگردون،هِی بنالُم*
از این دنیا دلُم تنگه،دلِ یارِ مُو از سنگه
خدایا،گله دارُم
زِ تنهایی دلُــم خونه،غم و دردُم فراوونه
خدایا،گله دارُم
بشنوید
پی نوشت: در کتاب جاودانه ها،تالیف"مسعود زرگر،"بنـــــالُم"نوشته شده که بانو ناهید،"می نالُم"خوانده اند.همچنین در این کتاب،"با جوونُم"نگاشته شده که"مُو جوونُم" خوانده شده وصحیح تر هم به نظر می رسه.