(دل بردی از من به یغما)2،ای ترک غارتگر من
(دیدی چه آوردی ای دوست)2، از دست دل بر سر من
عشق تو در دل نهان شد، دل زار و تن ناتوان شد
رفتی چو تیر و کمان شد، ازبار غم پیکر من
بارغم عشق او را، گردون نیارد تحمل
چون میتواند کشیدن،(این پیکر لاغر من)2
(می سوزم از اشتیاقت، در آتشم از فراقت)2
کانون من سینه ی من،سودای من آذر من
اول دلم را صفا داد، آیینه ام را جلا داد
(آخر به باد فنا داد،عشق تو خاکستر من)2