دیدم تو خواب وقت سحـر
شهزاده ای زریــن کمــــر
نشستـه رو اســـب سفیـــد
می اومـد از کوه و کمــــر
(می رفت و آتش به دلم می زد نگاهش)2
کاشکی دلم رسوا بشـه ، دریا بشـه ، این دو چشـم پر آبــم
روزی که بختم وا بشه ، پیدا بشه ، اون که اومد تو خوابم
شهزاده ی رویـــــای من شایــــد تویــی
اون کس که شب در خواب من آید تویی تــــو......
از خــواب شیـرین ، ناگـه پریــدم ،او را ندیـــدم ، دیگــر کنــارم به خـدا
جانم رسیده ، از غصه بر لب ،هر روز و هر شب ، در انتظارم به خـدا
دیدم تو خواب وقت سحـر
شهزاده ای زریــن کمــــر
نشستـه رو اســـب سفیـــد
می اومـد از کوه و کمــــر
(می رفت و آتش به دلم می زد نگاهش)2
از اینجا بشنوید؛ از اینجا و یا اینجا دانلود کنید
شعر:بیژن ترقی -آهنگساز:مهندس همایون خرم
پی نوشت: ترانه بالا بازخوانی ترانه ی اصلی ست (خواننده ی اصلی این ترانه، بانو عهدیه ست)
شعر:اسماعیل نواب صفا
آهنگ: علی تجویدی
خواننده ی اصلی: شادروان هایده
آواز: دشتی
او...، از دست من دامن کشیده
غم در دل من آفریده
افکنده ما را در دل صحراها، در جستجویش تنها
من مانده از آشیان جدا......
آه، با این همه سوز نهانم
یا رب چه خواهد شد ندانم
بیگانه شد آن آشنا،
کرد آشنای غم مرا،
از کلبه ام دامن کشان رفت
چون روشنی از آشیان رفت
من مانده از آشیان جدا...
بشنوید و یا دانلود کنید
شعر:تورج نگهبان
آهنگساز:همایون خرم
خواننده ی اصلی: بانو پروین؛ و بازخوانی بهرام حصیری در آلبوم تصویر خیال
پی نوشت:
1_بعضی از دوستان، چه در نظرات خصوصی و چه در ایمیل از چگونگیِ پخش دکلمه ی من از شبکه ی PDF پرسیده بودند، که فکر می کنم در اینجا به پاسخ سوالاتشان برسند.
2_برای مدتی قادر نیستم پست جدیدی ارسال کنم؛پیشاپیش از دوستانی که به وبلاگ میان و دست خالی برمی گردند عذر می خوام.
بشنوید و یا دانلود کنید
شعر:هوشنگ ابتهاج
آهنگ:بداهه در اصفهان
بگذر از کوی ما
کن نظر سوی ما
به هر طرف ببین چو رو کنم
در پی من روان
گشته پیر و جوان
از این جنون چه گفتگو کنم
به گـــریه ندامتــم
ز انتظــــار بی پایـه ای
چو می کند ملامتم
ز جفای تو همسایه ای
چه گفتگو برای او کنم
بر این بلا چگونه خو کنم
ای فرزانگان، بر دیوانگان،این ملامت چرا کنید
کم تماشای ما کنید
از من بگذرید، راه خود روید، عاشقان را رها کنید
کم تماشای ما کنید
مگر به شهر شما
قسم شما را به خدا
جنون عاشقی تماشا دارد
بسوزد آنکه هست و حاشا دارد
من عاشقم و گنه کار
آیا همه شما بی گناهید
من گمرهم و بی قرار
آیا همه شما سر به راهید
آیا همه شما بی گناهید
بشنوید و یا دانلود کنید
ترانه سرا:رحیم معینی کرمانشاهی
خواننده اصلی:بانو مرضیه
آهنگساز:همایون خرم
دستگاه:همایون
پی نوشت:
1_ترانه بالا بازخوانی ترانه ی اصلیست
2_لینک مستقیم دانلود در بخش نظرات
وقتی میای صدای پات، از همه جاده ها میاد
انگار نه از یه شهر دور،که از همه دنیا میاد
تا وقتی که در وا می شه،لحظه دیدن می رسه
هرچی که جاده ست رو زمین،به سینه من می رسه.... آه
ای که تویی همه کَسم،بی تو می گیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم،(به هر چی می خوام می رسم)2
وقتی تو نیستی قلبمو،واسه کی تکرار بکنم
گلهای خواب آلوده رو،واسه کی بیدار بکنم
واسه کبوترای عشق،دست کی دونه بپاشه*
مگه تن من می تونه،بدون تو زنده باشه
ای که تویی......
عزیزترین سوغاتیه،غبار پیراهن تو
عمر دوباره منه،دیدن و بوییدن تو
نه من تو رو واسه خودم،نه از سر هوس می خوام
عمر دوباره منی،تو رو واسه نفس می خوام
ای که تویی.....
بشنوید
شعر:اردوان سرفرازآهنگساز:انوشیروان روحانی (یا محمد حیدری)خواننده شادروان هایده(ممنون از نازنین عزیز)
*شادروان هایده این بند رو اینگونه خوانده:دستِ(دسته)کبوترای عشق،واسه کی دونه بپاشه!
زمانی که قصد بازخوانی آواز "چی بگم؟" رو داشتم،برای دریافت نسخه اصلی و مشخصاتش اینترنت رو جستجو کردم.در یکی از فایلهایی که به این نام Load شده بود به تصنیف زببایی رسیدم که ترکیبی بود از آوازی از استاد شجریان و ترانه ای از بانو مرضیه.
آنچه می شنوید باز خوانی همان اجراست(البته فقط تصنیف).متاسفانه نه نسخه ای با کیفیت بهتر و احتمالا کاملتر پیدا کردم و نه از شناسنامه ترانه اطلاعی بدست آوردم.
بشنوید (از همانجا هم دانلود کنید)

در من غم بیهودگی ها میزند موج
در تو غروری از توان من فزونتر
در من نیازی میکشد پیوسته فریاد
در تو گریزی میگشاید هر زمان پر
ای کاش در خاطر گل مهرت نمیرست
ای کاش در من آرزویت جان نمی یافت
(ای کاش دست روز و شب با تار و پودش
از هر فریبی رشته عمرم نمی بافت)2
اینک دریغا آرزوی نقش بر آب
اینک نهال آرزو بی برگ و بی بر
در من غم بیهودگی ها می زند موج
در تو غروری از توان من فزونتر
(اندیشه روز و شبم پیوسته این است)2
من بر تو بستم دل ؟
دریغ
دریغ از دل که بستم
(افسوس بر من گوهر خود را فشاندم
در پای بت هایی که باید میشکستم)2
ای خاطرات روزهای گرم و شیرین
دیگر مرا با خویشتن تنها گذارید
در این غروب سرد درد انگیز پاییز
با محنت گنگ و غریبم واگذارید
در من غم بیهودگی ها می زند موج
بشنوید
(لینک دانلود در بخش نظرات)
پی نوشت۱:شعر این ترانه زیبا از حمید مصدق و خواننده اصلی آن استاد محمد نوریست و گمان می کنم آهنگساز آن استاد سریر باشد.
پی نوشت 2:دراین بازخوانی برای حفظ حال و هوای زیبای ترانه(که با گیتار همراهی شده)، ترجیح دادم از قطعات بی کلام آهنگ اصلی استفاده کنم و نه از سه تار.
پی نوشت ۳:لینک دانلود اصلاح شد
پیش نوشت: قبلا ترانه "مریم چرا" رو در اینجا شنیدید؛اما این اجرای جدید متفاوته هم از نظر کیفیتِ ضبط و هم اینکه در این اجرا از سه تار هم استفاده کردم.
مريم چرا با ناز و با افسون و لبخندي؟
به جانم شعله افكندي،
مرا ديوانه كردي
امشب كه با ناله، غمت در ديده مي بارد
دلم در سينه مينالد،
مرا دیوانه کردی
رفتي مرا تنها به دست غم رها كردي
به جان من خطا كردي
مرا ديگر نخواهي
پيدا شدي با غم، تو در جام شراب من
ازاين حال خراب من
بگو ديگر چه خواهي
اشكي كه ريزد ز ديده ي من،
آهي كه خيزد ز سينه ي من،
رنگ تمنا ندارد
تو آن گل مريم سپيدي،
بي تو دلم شوري و اميدي،
ديگر به دنيا ندارد
همچون نسيم از برم بگذر
يك لحظه در ديده ام بنگر
شايد نشاني ز عشق و وفا،
بينم به چشم تو بار دگر
اشكي كه ريزد ز ديده ي من،
آهي كه خيزد ز سينه ي من،
رنگ تمنا ندارد
تو آن گل مريم سپيدي،
بي تو دلم شوري و اميدي،
ديگر به دنيا ندارد
پی نوشت:آدرس دانلود در نظرات نوشته شده(لینک دانلود در اینجا از طرف بلاگفا خطا اعلام می شه!!!)
اما متاسفانه پایان این شعر،این آهنگ، چیزی جز فراق نیست
{می شه با من،تو بگی با دل من،من چی بگم؟!}
** ** **
سالها بود که دوست داشتم "چی بگم؟" رو بخونم،اما خوندن این شعر که در نگاه اول و نه چندان عمیق، تنها تکرار گلایه های یک عاشق شکست خورده ست و پر از واژه های تکراری،درک عمیقی می طلبید،درکی که هم به شناخت بیشتر در زمینه شعر و موسیقی وابسته بود و هم به زندگی کردن و کسب تجربه ی بیشتر.
همینطور خروج از دستگاهِ اصفهان و ورود به "چهارگاه"، ترانه رو برام سخت و پیچیده کرده بود و دوست نداشتم کاری اجرا کنم که همه زحماتِ شاعر و آهنگساز و البته خواننده رو به هدر بده. همینطور اشاره کنم به همراهی زیبای "تار" و پیانو" در اجرای اصلی که البته شما اینجا تنها صدای"سه تار" رو همراه آواز می شنوید.
اشاره به سه رکن اصلی ِ ترانه "چی بگم" کردم،در حالیکه هیچ اطلاعی از نام شاعر و آهنگساز این قطعه ندارم،ولی جا داره ، خاضعانه از آنها وهمینطور "بانومرضیه" برای خلق چنین اثری تشکر کنم.
باز خوانی این ترانه رو به عزیزترینم تقدیم می کنم که سالها پیش در چنین روزهایی تنهایمان گذاشت،او که همیشه از من می خواست براش "چی بگم" رو بخونم،و منِِ کم تجربه هیچگاه از"اصفهان" فراتر نمی رفتم و "چهارگاه"ی نمی خوندم.امروز من خطاب به اون می گـــــم ... تو بگو من چــــی بگـــــم؟؟؟؟
چی بگم وقتی این دیوونه دل بونه می گیره
تورو می خواد، تو رو می خواد، چی بگم؟!
چی بگم وقتی این دیوونه دل بونه می گیره
تورو می خواد، تو رو می خواد، چی بگم؟!
چی بگم وقتی که سر می زنه بر دیوار سینه
تورو می خواد، تو رو می خواد، چی بگم؟!
چی بگم،وقتی که این خون شده از دست تو،
هر شب تا سحر فکر تو و، ذکر تو، سودای تو داره
تو رو می خواد، تو رو می خواد، چی بگم؟!
صبح تا شب پشت گوشش، قصه جور و ستم و ظلم تو می گم
قصه آخر نرسیده تو رو می خواد، تو رو می خواد، تو رو می خواد چی بگم؟!
یک شب از بس سخن عشق تو گفت،
بیرون آوردمش از سینه، گذاشتم زیر پام
زیر پام زمزمه نام تو می کرد و بهم گفت:
تو رو می خواد، تو رو می خواد، تو رو می خواد چی بگم؟!
تو که این فتنه به پا کردی و این دیوونه دل رو اسیر درد و بلا
می شه با من ، تو بگی با دل من، من چی بگم؟!
یک شب از بس، سخن عشق تو گفت،
بیرون آوردمش از سینه، گذاشتم زیر پام
تو که این فتنه به پا کردی و این دیوونه دل رو اسیر درد و بلا
میشه با من ، تو بگی با دل من، من چی بگم؟!
میشه با من ، تو بگی با دل من، من چی بگم؟!
آنلاین بشنوید و یا دانلود کنید
شعر ترانه:؟
خواننده:بانو مرضیه
آهنگساز:؟
پی نوشت:اگر قصد دارید ترانه رو آنلاین بشنوید،پیشنهاد می کنم ابتدا دکمه pause رو فعال کنید تا ترانه کاملا در مدیا پلیر آپلود بشه(روند آپلود آهنگ رو می تونید در مدیا پلیر ببینید) و سپس دکمه Play رو فعال کنید؛اینجوری با قطع و وصل مکرر مواجه نمی شید.ضمنا سایت Esnips گزینه دانلود رو هم در همون صفحه پخشش فعال کرده.
من تذروی خوش سرودم از دیار نغمه خوانی
رشته بند گردن من این سرود آسمانی
بال من بگشا و از بندم رها کن
پایم از این رشته های بسته وا کن
تا فضای اسمان بیکرانه
پر کنم با نغمه های جاودانه
بال من بگشا و از بندم رها کن
پایم از این رشته های بسته وا کن
تا فراز کوه و صحرا دشت و دریا پر کشم
پر کشم تا بیکرانها پرکشم
تا گریزم از نیاز آب و دانه ،آشیانه پر کشم
پرکشم تا بی نشانها پرکشم
پرکشم تا بگذرم از رنج و از درد زمانه
بال و پر شویم سحر در چشمه پاک ترانه
بال من بگشا و از بندم رها کن
پایم از این رشته های بسته واکن آنلاین بشنوید و یا دانلود کنید
آهنگ:شادروان علی تجویدی
شعر:بیژن ترقی
خواننده :استاد شجریان(خواننده اصلی) وعلیرضا قربانی
دستگاه:ماهور( دوستان موسیقیایی اینگونه اشاره کردند اما به نظر من این ترانه بیشتر به راست پنجگاه نزدیکه تا ماهور)
_"به کجا چنین شتابان؟"....
گون از نسیم پرسید
.... دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری،زغبار این بیابان؟"
_"همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم"
_"به هر آن کجا که باشد، به جز این سرا، سرایم"
_"سفرت به خیر اما ،تو و دوستی خدا را
چو از این کویر وحشت، به سلامتی گذشتی....
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را"
شعر:دکتر شفیعی کدکنی
ملودی،سه تار و آواز:سیاوش
دستگاه:چهارگاه
آنلاین بشنوید و یا دانلود کنید
** ** ** **
خزان عشق
دوراهی
می خوام پیشت بمونم
ای که رفته...
نمیدونی وقتی چشمات
نااُمید
دیگه عاشق شدن فایده نداره
کاروان
به که گویم
شد زمین مست
باز گشته
کجا سفر رفتی
نمیشه غصه ما رو
بهار دلنشین
تو ای پری کجایی
سر اومد زمستون
غروب کوهستان
الهه ناز
به سوی تو
بردی از یادم
تا آساید
اشک من هویدا شد
نم نم باران کجاست
ساغرم شکست ای ساقی
دگر چه می خواهی
درد عشق و انتظار
دل بردی از من به یغما
هنوزم چشمای تو
گل گلدون من
من دیگه بچه نمی شم
مینای شکسته
سنگ خارا
بهار من گذشته شاید
تنها ماندم
چه بی اثر می خندم
از آن زمان که آرزو
کوچه های عشق
من بیهوده می خواهم
عاشقم من
مریم چرا
زهر شیرین
همانطور که در پست قبلی نوشتم این ترانه رو بر روی آهنگی از بانو الهه خواندم،با این تفاوت
که شعر اون رو تغییر دادم.امیدوارم مورد توجهتون قرار بگیره.
(ای یارمن،ای یاردیگر رهــــا
ای یارمن،ای یاراینـک جــــدا
از بخــت بـد ،دیـدی چه شــــد؟!
تنهـــا شــــدم تنهـــای تنهـــــا)۲
***
تنهـــا شــدم دوبــاره،تـو اون اتــاق خـالـی
از رنــج این زمونــه،دیـگه نمـونـده حـالـی
چی شد که سرگذشتم،با غصه ها یکی شد؟
انگار که بــاد پائیـــز،اومـد به اون حوالـی
***
این غـربت من،غـربت من،غـربت مـن
این غـربت بی روزنــه شد،عــادت مـن
شـــاید کـه در آن خلــــوت بی آینـــه ام
شــد جـای تو فرخنده ترین فرصـت مـن
شاید که یه روز قصه ی این رفتن مـن
در دفتـر من حــک بشـه از غفلــت مـن
***
گریون شــد ازغــم مـن،چشمای بی زبونـت
دیگه نمونـده کــــاری،ازدســـت مهـربـونـت
چشمـای خیس اشکــت،غُصه بَــرام می آره
(قصـه ما تمـوم شــد؛آروم می شــی دوبــاره)۲
آنلاین بشنوید و یا دانلود کنید
کلام و صدا:سیاوش
آهنگ:؟
دستگاه:اصفهان
پی نوشت: درآهنگی که می شنوید صدای خواننده اصلی(بانو الهه)،حذف نشده بلکه با استفاده از قسمتهای بدون کلام ترانه و با پس و پیش کردن قسمتهای مختلف آن، بستر آهنگ برای خواندن دوباره مهیا شد.
شد خزان گلشن آشنایی
بازم آتش به جان زد جدایی
عمر من ای گل طی شد بهر تو
وز تو ندیدم جز بد عهدی و بی وفایی
با تو وفا کردم،تا به تنم جان بود
عشق و وفاداری،با تو چه دارد سود
آفت خرمن مهر و وفایی
نو گل گلشن جور و جفایی
از دل سنگت آه
دلم از غم خونین است
روش بختم این است
از جام غم مستم
دشمن می پرستم
تا هستم
تو ومست از می به چمن
چون گل خندان از مستی بر گریه من
با دگران در گلشن نوشی می
من ز فراقت ناله کنم تا کی
تو وچون می لاله کشیدنها
من و جون گل جامه دریدنها
ز رقیبان خواری دیدنها
دلم از غم خون کردی
چه بگویم چون کردی
دردم افزون کردی
برو ای از مهر و وفا عاری
برو ای عاری ز وفاداری
که شکستی چون زلفت عهد مرا
دریغ و درد از عمرم
که در وفایت شد طی
ستم به یاران تا چند
جفا به عاشق تا کی
نمی کنی ای گل یکدم یادم
که همچو اشک از چشمت افتادم
تا کی بی تو بود
از غم خون دل من
آه از دل تو
گرچه ز محنت خوارم کردی
با غم و حسرت یارم کردی
مهر تو دارم باز
بکن ای گل با من
هرچه توانی ناز
هرچه توانی ناز
کز عشقت می سوزم باز آنلاین بشنوید و یا دانلود کنید
آهنگساز:استاد بدیع زاده
شعر:رهی معیری
خواننده:استاد بدیع زاده(خواننده اصلی)؛بانو الهه،هوشمند عقیلی،علی رستمیان
دستگاه:همایون
می خوام پیشت بمونُم،ولی عادت نداری
می خوام تنهات بذارُم،ولی طاقت نداری
نه بیداری نه خوابی،نه گریون نه خندون
نمی دونی کجایی،نه آبادی نه ویرون
دلِ سردرگم تو،میون این دوراهی
(نه می مونه نه میره،چه کار اشتباهی)2
مثال اون قدیما بیابون چشم به راته
دلُم پیشت اَمونت،گروگون وفاته
تو رو عاقل نبینُم،پریشون سفر شو
به قربون جنونت،هم آغوش خطر شو آنلاین بشنوید و یا دانلود کنید
شعر:
خواننده اصلی:مهران مدیری
آهنگساز:فردین خلعتبری
دستگاه:دشتی
** ** **
به سوی تو
بردی از یادم
تا آساید
اشک من هویدا شد
نم نم باران کجاست
ساغرم شکست ای ساقی
درد عشق و انتظار
دل بردی از من به یغما
هنوزم چشمای تو
گل گلدون من
بخش نخست را اینجا بیابید
اولین بار این ترانه رو با صدای محمد اصفهانی و البته با شعری متفاوت شنیدم؛این تصنیف یکی از ترانه هاییست که همیشه دوست داشتم بازخوانی کنم.. اما اجرای بانو الهه و حتی محمد اصفهانی با ارکستر بزرگ بود و اجرا بدون آهنگ زمینه ی آن همیشه به نظرم ناقص و گنگ بود؛باری.. اجرایی که می شنوید با سه تار همراهی شده،امیدوارم تونسته باشم تنها گوشه ای از زیبایی این ترانه رو به نمایش بگذارم.
ای که رفته با خود دلی شکسته بردی
این چنین به توفان تن مرا سپردی
ای که مهر باطل زدی به دفتر من
(بعد تو نیامد چه ها که بر سر من!)2
ای خدای عالم چگونه باورم بود
آنکه روزگاری پناه و یاورم بود
سایه اش نماند همیشه بر سر من
(زیر لب بخندد به مرگ و پرپر من)2
(رفتی و ندیدی که بی تو شکسته بال و خسته ام
رفتی و ندیدی که بی تو چگونه پرشکسته ام
رفتی و نهادی چه آسان دل مرا به زیر پا
رفتی و خیالم زمانی نمی کند مرا رها
ای به دل آشنا، تا که هستم بیا، وایِ من اگر نیایی!)2
آنلاین بشنوید و یا دانلود کنید
شعر:معینی کرمانشاهی
خواننده ی اصلی:بانو الهه( و محمد اصفهانی بر روی شعری متفاوت)
آهنگساز:همایون خرم
دستگاه:اصفهان
پی نوشت:پرسیده بودند که نام" نیکشاد" درسته و یا "سیاوش"؛ سیاوش نامیست که برایم انتخاب کردند و نیکشاد نامی خود ساخته است.گفته بودم که آغاز به کار وبلاگ "شاد باشید"همزمان بود با پایان رومی در یاهو به همین نام و دوستان زیادی من رو به نام نیکشاد می شناسن؛ تغییر نام نویسنده ی وبلاگ از سیاوش به نیکشاد تنها به این علت بود تا شاید دوستانی رو که مدتهاست ندیدم پیدا کنم.....
فکر باز خوانی این ترانه ی قدیمی زمانی به ذهنم خطور کرد که اون رو با صدای " شاهرخ " شنیدم؛حتما می دونید که خواننده ی اصلی این ترانه شادروان "عبدالعلی وزیری " است ، با همراهی تاری که خودشون نواخته اند.
در بازخوانی ترانه سعی کردم به اصل وفادار بمونم ، سکوت ها و تحریر ها رو رعایت کنم و .....؛ تنها شما به جای صدای "تـــــار" صدای " ســـه تـــار" می شنوید (ساز تخصصی خودم). به گمانم آهنگ این تصنیف از شادروان "استاد علینقی وزیری" است که پسر عموی "عبدالعلی وزیری" بودند؛ روحشــــــان شـــــاد.
نمی دونی، نمی دونی وقتی چشمات پر خوابه،
به چه رنگه، به چه حاله
مثل یک جام شرابه
نمی دونی ، نمی دونی چه عمیقه ، چه سخنگو مثل اشعار مسیحایی حافظ ،
یه کتابه یه کتابه
مثل یک جام شرابه
نمی دونی ، نمی دونی که چه رنگه ، چه قشنگه ، رنگ آفتاب بهاره ،
مثل یک جام بلوره شایدم چشمه ی نوره
مثل یک جام شرابه
نمی دونی که دل من توی اون چشمای شوخت،
روی اون برکه ی آروم یه حبابه یه حبابه
مثل یک جام شرابه
نمی دونی و به جز من دگری هم نمی دونه ،
که یه دنیا توی اون چشم سیاهه
هرکی گفته ، هرکی می گه ،
همه حرفه تو رو می خواد بفریبه
(جز دل من که پر از عشق و جنونه)2 حرف اون چشم سیاهو
دل دیگه نمی دونه چشم دیگه نمی خونه
جز دل من که پر از عشق و جنونه حرف اون چشم سیاهو
دل دیگه نمی دونه چشم دیگه نمی خونه
نمی دونی، نمی دونی وقتی چشمات پر خوابه،
به چه رنگه، به چه حاله
مثل یک جام شرابه
ذخیره کنید و بشنوید
آنلاین بشنوید
پی نوشت:اصل آهنگ رو در ۵۰ سال موسیقی ایران پیدا می کنید و اما شناسنامه اثر اصلی:
خواننده: عبدالعلی وزیری
نوازنده ی تار: عبدلعلی وزیری
آهنگ: علینقی وزیری
دستگاه :دشتی
شعر: هما میرافشار ( با سپاس از نازنین گرامی برای یادآوری نامِ شاعر).
پی نوشت 2 :با سپاس از دوستانی که کامنت گذاشتند لازمه توضیح بدم فضایی که برای آپلود فایلها از اون استفاده می کنم محدودیت ماهانه داره،در واقع شارژ این ماهه تمام شده؛دوستان عزیزی که خواستار دریافت این تصنیف هستند دو راه دارند؛یا چند روزی تا آغاز ماه جدید میلادی صبر کنند و یا اینکه در کامنت ایمیل خودشون رو ذکر کنند تا فایل رو براشون ایمیل کنم(برای کوروش و نازنین عزیز ارسال کردم).جا داره باز هم از همه ی مهربانی هاتان تشکر کنم.
پی نوشت ۳:
قطعه آوازی با صدای عبدالعلی وزیری
پیش نوشت:باز خوانی ترانه ای زیبا از شادروان عماد رام، لطفا دوستانی که از شناسنامه این ترانه آگاهی دارند در قسمت نظرات بنویسند تا لحاظ کنم؛با سپاس
** ** **
در امید به رویم بسته بود و بسته تر شد
صدای قلب من امشب خدایا آهسته تر شد
ز دست آشنایان خسته بود و خسته تر شد
دلم دیگر نگوید قصه های عاشقانه
از آن بی مهری یار و از این رنج زمانه
زبان دل بسته بود و بسته تر شد
دلم لبریز از غم،چنان پاییز از غم
(چو مینای شکسته،خون ز دل می ریزه از غم)2
خدایا سرد و تاریکه دگر کاشانه ی دل
کسی جز غم کجا سر زد بر این ویرانه ی دل!
چه شبهایی که غم مهمان من بود تا سحر شد
نمی بینم وفا در جمع مشتاقان دریغا
نمی پاشد ز هم دنیا چرا دیگر خدایا
به درگاهت چه کردم اشک و آهم بی اثر شد؟
دلم لبریز از غم،چنان پاییز از غم
(چو مینای شکسته،خون ز دل می ریزه از غم)2 بشنوید
پی نوشت:نازنین عزیز این توضیح رو درباره ی این ترانه نوشته:
شاعر:معینی کرمانشاهی، مدت اجرا : 5:27 ، منبع : جاودانه ها 2
دیگه عاشق شدن، ناز کشیدن فایده نداره، نداره
دیگه دنبال آهو دویدن، فایده نداره، نداره
چرا این در و اون در می زنی ای دل غافل؟
دیگه دل بستن و دل بریدن فایده نداره
(ای دل دیگه بال و پر نداری
داری پیر می شی و خبر نداری)2
وقتی ای دل، به گیسوی پریشون می رسی خودتو نگه دار
وقتی ای دل، به چشمون غزلخون می رسی خودتو نگه دار
دیگه عاشق شدن، ناز کشیدن فایده نداره، نداره
دیگه دنبال آهو دویدن، فایده نداره، نداره
چرا این در و اون در می زنی ای دل غافل؟
دیگه دل بستن و دل بریدن فایده نداره
(ای دل دیگه بال و پر نداری
داری پیر می شی و خبر نداری)2
وقتی ای دل، به گیسوی پریشون می رسی خودتو نگه دار
وقتی ای دل، به چشمون غزلخون می رسی خودتو نگه دار
شعر: ؛خواننده: کورس سرهنگ زاده ؛آهنگ:حبيب الله بديعي!
شعر:عارف قزوینی
آهنگ:عارف قزوینی
تنظیم:1_روح الله خالقی2_جواد معروفی
دستگاه:دشتی
به که گویم،چه بگویم،که چه کرده غم تو به ما
همه سوزم،همه دردم،به خدا به خدا به خدا
یار بیگانه نوازم، شرح عشق جانگدازم
قصه ای از سوز و سازم،
با تو می گویم امشب
تا که چشم جان گشودم شمع پنهان وجودم
شعله زد بر تار و پودم،
آه جانسوزم بر لب
تو ندانی که چه کردی به من و دل من به خدا
چه غمت از من بی دل تو کجا من خسته کجا
رهگذار بی نصیبی بی قراری بی شکیبی
تا سحرگه ناله سر کرده
نیمه شب ها در سیاهی بی نصیبی بی پناهی
از سر کویی گذر کرده
ای بهشت موعودم، آن سیاهی من بودم،
بی خبر ای سرور من، می گذشتی از بر من
نه اشک چشمم را بدیدی، نه ناله قلبم شنیدی،
چو عهد من رفتی مه من
چو آهوی صحرا رمیدی، ز سوی من دامن کشیدی،
تو دلشکن رفتی
بشنوید یا دانلود کنید
خوانندگان اصلی:بانو قمر؛شادروان بنان،شهیدی
شعر:بیژن ترقی
آهنگ:علی تجویدی
تنظیم:فریدون شهبازیان
دستگاه:شور؛دشتی
می و میخانه مست و( می کشان مست)2
زمین مست و زمان مست(آسمان مست)2
نسیم از حلقه زلف تو بگذشت
چمن شد مست و باغ و (باغبان مست)2
تا زدم یک جرعه می از چشم مستت
تا گرفتم جام مدهوشی ز دستت
شد زمین مست ، آسمان مست ، بلبلان نغمه خوان مست
(باغ مست و باغبان مست)2
تو زمزمه ی چنگ و عود منی
نغمه خفته در تار و پود منی
تو باده ی جام و سبوی منی
مایه هستی و های و هوی منی
گرچه مست مستم ، نه می پرستم
(به هر دو جهان مست عشق تو هستم)2
تا من چشم مست تو دیدم
ز ساغر عشقت دو جرعه چشیدم
شد زمین مست ، آسمان مست ، بلبلان نغمه خوان مست
(باغ مست و باغبان مست)2
خواننده اصلی:علی اصغر شاهزیدی*
پی نوشت:جا داره توضیح بدم که این ترانه رو با صدای آقای شاهزیدی و به همانگونه که در بالا نوشتم شنیدم،اما گمان می کنم که ایشون این کار رو بازخوانی کرده باشند؛اگه اطلاعات بیشتری در این خصوص دارید لطفا برام بنویسید تا لحاظ کنم.
این پست از وبلاگ رو اختصاص می دم به فهرست ترانه هایی که تا امروز خواندم یا باز خوانی کردم؛بدیهی ست با اضافه شدن ترانه ی جدید، نام اون به این فهرست اضافه خواهد شد.
شعر:معینی کرمانشاهی
خواننده:بانو دلکش(1337 خورشیدی)، و....علیرضا افتخاری
آهنگ:علی تجویدی
دستگاه:اصفهان
امید جانم ز سفر بازآمد
شکر دهانم ز سفر بازآمد
عزیز آن که بی خبر
به ناگهان رود سفر
چو ندارد دیگر دلبندی
به لبش ننشیند لبخندی
چو غنچه ی سپیده دم
شکفته شد لبم ز هم
که شنیدم یارم بازآمد
ز سفر غمخوارم بازآمد
همچنان، که عاقبت
پس از همه شب بدمد سحر
ناگهان نگار من ، چنان مه نو آمد از سفر
من هم ، پس از آن دوری
بعد از،غم مهجوری
(یک شاخه ی گل ، بُردم به برش)2
دیدم ، که نگارِ من
سرخوش ، ز کنار من
(بُگذشت و به بر، یار دگرش)2
وای، از آن گلی که دست من بود
(خموش و یک جهان سخن بود)2
گل ، که شهره شد به بی وفایی
زِ دیدن چنین جدایی
(ز غصه پاره پیرُهن بود)2
** ** ** **
امید جانم ز سفر بازآمد
شکر دهانم ز سفر بازآمد
عزیز آن که بی خبر
به ناگهان رود سفر
چو ندارد دیگر دلبندی
به لبش ننشیند لبخندی
چو غنچه ی سپیده دم
شکفته شد لبم ز هم
که شنیدم یارم بازآمد
ز سفر غمخوارم بازآمد
شعر:رحیم معینی کرمانشاهی
خواننده:بانو دلکش"خواننده ی اصلی" و.... علیرضا افتخاری
آهنگساز:علی تجویدی
دستگاه:چهارگاه
توضیح:مدت زمان اجرای بانو دلکش 7:30 و در سال 1336 بوده؛این تصنیف را "سفر کرده" هم نامیده اند و آنرا قسمت اول ترانه ی"باز گشته" میدانند.علیرضا افتخاری این تصنیف را در آلبوم "یاد استاد" و با تغییراتی در شعر اصلی اجرا کرده.
کجا سفر رفتی
که بی خبر رفتی
اشکم را چرا ندیدی
از من دل چرا بریدی
پا از من چرا کشیدی
که پیش چشمم بر دگر رفتی
بیا به بالینم،که جان مسکینم
تابِ غم دگر ندارد
جز بر تو نظر ندارد
جان بی تو ثمر ندارد
مگر چه کردم
که بی خبر رفتی
چه قصّه ها که از وفا گفتی با من
تو بی محبتی کنون جانا یا من
تو چنان شرر به خدا خبر ز خدا نداری
رَوَد آتش از سرِ آن سرا که تو پا گذاری
سوزِ دلم را تو ندانی ، آتش جانم ننشانی
با غمت درآمیزم،از بلا نپرهیزم
پیش از آن برم بنشین،کز میانه برخیزم
رو به تو کردم به خدا خو به تو کردم که هم آغوش تو باشم
دل به تو بستم به امیدت بنشستم که قدح نوش تو باشم
چه شود اگر نفس سحر خبری زِ توآرد
به کَس ِ دگر نکنم نظر که دلم نگذارد
رفتی و صبر و قرار مرا بردی،بردی
طاقت این دلِ زارِ مرا بردی،بردی
کجا سفر رفتی
که بی خبر رفتی
اشکم را چرا ندیدی
از من دل چرا بریدی
پا از من چرا کشیدی
که پیش چشمم بر دگر رفتی
دور از هیاهوی شلوغ شهر،در روستایی پُردرخت،در حاشیه ی آبی سرد و زلال و پاک،میان ِ باغی از درختان گردو نشستـــه ای.خوب که گوش کنی صدای آواز پرندگان را خواهی شنید و دورتر صدای آب.
به سمت آب می روی...کم کم صدای پرندگان دور می شود و صدای آب نزدیک؛کنار امواج خروشان آب دلدارت نشسته.... به سویش می روی و کنارش در سکوت می نشینی؛دستت دستانش را می جوید و کمی بعد،گرمای دستانش،سرمای آبی که پاهایت را در آن گذاشته ای از یادت خواهد برد.
چشمانتان را که ببندید ترانه ای که دوست دارید خواهید شنید،میان زمزمه ی پرندگان از دور و خروش ِ زیبای آب ِ سرد...و البته گرمـــای حضور ِ یـــــــار.
نمیشه غصه ما رو....
شعر:حسین منزوی
خواننده اصلی:محمد نوری
آهنگ:محمد سریر
دستگاه:ماهور
مدت این اجرا با همراهی ساز ِجورا،حدود 9 دقیقه
لا لا لا لا لا لا.........
نمیشه غصه ما رو،یه لحظه تنها بذاره
نمیشه این قافله،ما رو تو خواب جا بذاره
دلم از اون دلای،قدیمیه از اون دلاست
که می خواد عاشق که شد،پا روی دنیا بذاره
دوست دارم یه دست از آسمون بیاد ما دو تا رو
ببره از اینجا و،اونــــــــــور ابــــــــــــــرا بـــــذاره
تو دلت بوسـه می خواد من میدونم اما لبت
سر ِ هر جمـــــــله دلش،میخواد یه امــــــا بـــــذاره
بی تو دنیا نمی ارزه،تو با من باش و بذار
همه ی دنیا من و،همیشــــــه تنهــــــــا بذاره
نمیشه غصه ما رو،یه لحظه تنها بذاره
نمیشه این قافله،ما رو تو خواب جا بذاره
دلم از اون دلای،قدیمیه از اون دلاست
که می خواد عاشق که شد،پا روی دنیا بذاره
دوست دارم یه دست از آسمون بیاد ما دو تا رو
ببره از اینجا و،اونــــــــــور ابــــــــــــــرا بـــــذاره
من می خوام تا آخر دنیا تماشات بکنم
اگه زندگی بـــــــــرام،چشم تماشــــــا بذاره
بی تو دنیا نمی ارزه،تو با من باش و بذار
همه ی دنیا من و،همیشــــــه تنهــــــــا بذاره
نمیشه غصه ما رو،یه لحظه تنها بذاره
نمیشه این قافله،ما رو تو خواب جا بذاره
لای لا لا لا..................
پی نوشت:این ترانه رو به مجتبی،تقدیم میکنم که ترانه های استاد نوری رو خیلی دوست داره؛برادر مهربانم تولدت مبارک.
همه هســـت آرزویم،که ببینم از تــــــو رویی
چه زیان تو را که من هم، برســـم به آرزویی
به کســـی جمـــال خود را،ننموده ای و بینـم،
همه جـــا به هر زبــــانی،بُوَد از تو گفتگویی
به رهِ تو بسکه نالــم،ز غم تو بسکه مویــــم،
شده ام ز ناله نالــی،شده ام ز مویـــــه مویی
همه خوشدل اینکه مُطرِب،بزند به تار،چنگی
من از آن خوشـم که چنگی،بزنم به تارِ مویی
بشکســت اگر دلِ من،به فــــدای چشمِ مستت
سر خُـــــــمّ مِی سلامت،شکند اگــــــر سبویی
همه موســـم تفرج،به چمن روند و صحـــــرا
تو قدم به چشــم من نِه،بنشین کنــــــار جویی
ابیاتی انتخابی از "رضوانی"
***
بهارِ دلنشین یا بهارِ آرزو
سروده ی:بیژن ترقی
خواننده:شادروان استاد بنان؛بانــو سیمـــا بینـا
آهنگ:شادروان روح الله خالقی
دستگاه:اصفهان
***
آهنگ متن این اجرا از "بهمن باشی"
***
تا بهار دلنشین،آمده سوی چمن
ای بهـــار آرزو بر ســـرم سایه فکن
چون نسیم نوبهار بر آشیــــانم کن گـــذر
تـــا که گلبـــاران شـــود کلبــه ی ویـران من
تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان
تا نسیم از سوی گل آمد بیا دامن کشان
چون سِپندم بر سر آتش، نشان بنشین دمی
چون سرشکم در کنار،بنشین نشان سوز نهان
تا بهار دلنشین،آمده سوی چمن
ای بهـــار آرزو بر ســـرم سایه فکن
چون نسیم نوبهار بر آشیــــانم کن گـــذر
تـــا که گلبـــاران شـــود کلبــه ی ویـران من
بــازآ ببین در حیرتم،بشــکن سکوت خلوتم
چون لاله ی صحرا* ببین،بر چهره داغ حسرتم
ای روی تـــــــو آیینه ام،عشقت غـــمِ دیرینـــه ام
بـــــــازآ چـــو گل در این بهار،سر را بِنِـــه بر سینه ام
تا بهار دلنشین،آمده سوی چمن
ای بهـــار آرزو بر ســـرم سایه فکن
چون نسیم نوبهار بر آشیــــانم کن گـــذر
تـــا که گلبـــاران شـــود کلبــه ی ویـران من
* گویا "لاله ی تنهــــا"درسته که من "لاله ی صحرا"خوانده ام.
شبی که آوایِ نیِ تو شنیدم
چو آهوی تشنه پیِ تو دویـدم
دوان دوان تا لبِ چشمه رسیدم
نشانه ای از نی و نغمه ندیدم
تو ای پری کجایی؟
که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان
دری نمی گشـایی
من همه جا،پی ِ تو گشته ام
از مَه و مِهر،نشان گرفته ام
بوی تو را،زِ گُل شنیده ام
دامنِ گــــــل،از آن گرفته ام
تو ای پری کجایی؟
که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان
دری نمی گشایی
دلِ من،سرگشته ی توست
نفســم؛آغشته ی توست
به باغِ رویاها،چو گُلت بویم
در آب و آئینه،چو مَهت جویم
تو ای پری کجـــــــایی
در این شبِ یلدا،ز پی ات پویم
به خواب و بیداری،سخنت گویم
تو ای پری کجـــــــایی
مَـــــه و ستاره دردِ من می دانند
که همچو من پیِ تو سرگردانند
شبــــی کنارِ چشمــه پیدا شـــــو
میانِ اشــکِ من چو گل وا شو
تو ای پری کجایی؟
که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان
دری نمی گشایی
در جستجوی سوژه ای بودم تا دفتر 1385 شـــــــاد باشید راببندم، واژه هایی بهاری،یا ترانه ای،آوازی یا شاید شعری...
خوندم که ترانه ی "آمد نوبهار"بانو دلکش نزدیک 30 سال در آستانه ی نوروز میهمان خانه ها بوده...
داستان این ترانه جالبه که براتون در آینده خواهم نوشت.....خیلی تلاش کردم که این پُست از وبلاگ رو با خوندنِ این ترانه تمام کنم،امـــــا نشد.
در این جستجو برای پیدا کردن ترانه ای بهاری،در کتابِ" جـــــاودانه ها " به ترانه ی"ســــــر اومد زمستون" رسیدم.
یادم اومد سالهای خیلی دور کتابی بود با عنوان"آوای کوهستان" این ترانه رو اونجا دیده بودم.هیچ اطلاعی از شناسنامه ی این ترانه ندارم.....
آهنگ:محلی....شاعر:نامعلوم.....سال اجرا 1358...خواننده:منوچهر همایون پور"باسپاس از نیلوفر عزیز".
همین....همینها رو نوشته در" جاودانه ها ".اما قبل از متن شعر...
ب مثل بیست و آخر اسفند 1385،ب مثل بهار؛ب مثل بوی خوش بهار؛بهاری ایرانی ....نوروز.ب مثل باور بودن.....مثل خوب بودن.... خوب خواستن.خوب خواستن برای خویش و غیر خویش...دعـــــا.........بـــــرای بستن آنچه گذشت،چشم به آینده می دوزیم؛به آن امید که فردایی بهتر از دیروز داشته باشیم.
در آستانه ی نوروزی که سالهاست نوروز است و سالهای دیگری نیز نوروز خواهد ماند؛خداوند را سپاس می گویم که هستم و هستند.همین هستنها غنیمت است... باید نخست بود تا بتوان به خوب بودن فکر کرد؛پس این بودن جای سپاس دارد.و پس از سپاس از او که بودنم از اوست،برای دوستانم،خانواده ام و البته خودم روزهای بهتری آرزو می کنم.
از همه ی دوستانی که بودنم را پر رنگتر می کنند ممنونم... آنهاییکه تنهایم نگذاشتند.... روزهایی پر از شادی و تندرستی برای همــــه آرزو می کنم نوروزتان به شــــــادی.
سر اومد زمستون،شکفته بهارون
(گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون)2
کوهها لاله زارن،لاله ها بيدارن
(تو کوهها دارن گل گل گل آفتابو ميکارن)2
توی کوهستون،دلش بيداره
تفنگ و گل و گندم داره مياره
(توی سينه ش جان جان جان)2
يه جنگل ستاره داره، جان جان، يه جنگل ستاره داره
سر اومد زمستون،شکفته بهارون
(گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون)2
لبش خنده نور،دلش شعله شور
(صداش چشمه و يادش آهویِ جنگل دور)2
توی کوهستون،دلش بيداره
تفنگ و گل و گندم داره مياره
(توی سينه ش جان جان جان)2
يه جنگل ستاره داره، جان جان، يه جنگل ستاره داره
بشنوید >
این ترانه رو اولین باریست که برای دیگران می خونم..خاطرات زیادی از این ترانه دارم...خاطراتی که به گذشته های خیلی دور بر میگرده ..اون زمان این ترانه برام زیبا بود ولی الآن زیباییش همراه با غمی توامان و پنهان ...اجرایی که می شنوید ملایمتر از آهنگ اصلیست.
کلام:جهانبخش پازوکی
آهنگ:سیروس ساغری
خواننده:بانـــو ناهید"ناهید دایی جواد"
دستگاه:شــــور؛دشتـی
1342 خورشیدی
غم و غصه توی قلبُم لونه کرده
ای خدا دلُم پُرِ درده
نمی سازه با مُو دنیا
دیگه بر نمی گردُم به آشیونه
ای خدا کسی چه می دونه!
غم و تنهاییِ دل را
خدایــــا مُو به درگاهِ تو
چی بوده گنــــــاهُم؟
که باید یا بسوزُم یــــا بسازُم
مُو*جوونُم،آشیونُم،شده ویرون
غروبه توی کوهستون،منم نالون
که سرگردون،هِی بنالُم*
از این دنیا دلُم تنگه،دلِ یارِ مُو از سنگه
خدایا،گله دارُم
زِ تنهایی دلُــم خونه،غم و دردُم فراوونه
خدایا،گله دارُم
بشنوید
پی نوشت: در کتاب جاودانه ها،تالیف"مسعود زرگر،"بنـــــالُم"نوشته شده که بانو ناهید،"می نالُم"خوانده اند.همچنین در این کتاب،"با جوونُم"نگاشته شده که"مُو جوونُم" خوانده شده وصحیح تر هم به نظر می رسه.
پیشکش به شــــــادروان بنــــــــان
کلام:کریـــــم فکور
آهنگ:اکبـــــر محسنی
خواننده:شـــــادروان،استاد بنــــــان
دستگاه:شــــور؛دشتــــی
1338 خورشیدی
بـــاز،ای الهه ی ناز،با دل من بسـاز
کین غم جانگداز،
برود ز بـرم.
گر دل من نیاســــود،از گنـــاه تو بود
بیا تا ز سرِِ
گنهت گذرم.
باز میکنم دست یاری به سویت دراز
بیا تا غم خود را با راز و نیاز
ز خاطر ببرم.
گر نکند تیر خشمت دلم را هدف
به خدا همچون مرغ پر شور و شعف
به سویت بپرم
آنکه او،به غمت،دل بندد،چون من کیست؟
نــــــاز تـــو،بیش از این،َبهــــــــر چیست؟
تو الهه ی نــــازی، در بزمم بنشین
من تو را وفادارم،بیا که جز این
نباشد هنرم
این همه بی وفـایی،ندارد ثمر
به خدا اگر از من نگیری خبر
نیابی اثــــرم
پی نوشت:واقعیتش،حاصل کار به دل خودم ننشست؛هرچند آمار چیز دیگه ای میگه!به هر حال بعد
از نزدیک ســــه ماه دست به ساز شدم؛ خود من این کار جدید رو بیشتر می پسندم.اگه دوست داشتید
اجرای ترانه رو با ســـــه تار هم بشنوید.
پیش نوشت:میدونم آهنگی که بازخوانی کرده ام رو بارها و بارها شنیده اید؛چه اصل آهنگ رو و چه باز خوانی های اون رو.. اما مدتی بود وسوسه شده بودم که این ترانه رو اجرا کنم،این ترانه از اون دسته آهنگهایی نیست که بدون آهنگ متن گوش نواز باشه از طرفی اصل ترانه با ارکستر بزرگ اجرا شده و جدا سازی کلام از آهنگ تقریبا غیر ممکنه.. اجرای جدید آقای مهران زاهدی رو راحت تر میشد آنالیز کرد،اما ترجیح دادم روی اصل آهنگ کار کنم؛ در نتیجه صدای خواننده اصلی"کوروس سرهنگ زاده"رو پس زمینه ی صدای من خواهید شنید.
کلام:عبدا... الفت
آهنگ:مجید وفادار
خواننده:کوروس سرهنگ زاده
به سوی تو،به شوق روی تو
به طرف کوی تو،سپیده دم آیم
مگر تو را جویم،
بگو کجایی؟
نشان تو،گه از زمین گاهی
ز آسمان جویم، ببین چه بی پروا
ره تو می پویم،
بگو کجایی!
کــــــی- رود رخ ماهت از نظرم
به غیر نامت کی نام دگر ببرم؟
اگر تو را جویم،حدیث دل گویم
بگو کجایی؟
به دست تو دادم،دل پریشانم
دگر چه خواهی؟
فتاده ام از پا،بگو که از جانم
دگر چه خواهی؟

{یکدم از خیال من
نمی روی ای غزال من
دگر چه پرسی ز حال من}2
تا هستم من،اسیر کوی توام به آرزوی توام
اگر تو را جویم،حدیث دل گویم
بگو کجایی؟
به دست تو دادم،دل پریشانم
دگر چه خواهی؟
فتاده ام از پا،بگو که از جانم
دگر چه خواهی؟
و بازخوانی این ترانه زیبا رو هم با صدای مهران زاهدی(اولین شب آرامش) بشنوید
پیش نوشت:پیش از این دو ترانه از شادروان بانو دلکش اجرا کرده بودم؛یکی ترانه ی "عاشقم من"که با همراهی سه تار بود و دیگری ترانه ی"تا آساید"که سازی همراه نداشت.
اینبار ترانه مشهور "بردی از یادم" رو برای اجرا انتخاب کردم؛ترانه ای که شادروان دلکش همراه شادروان ویگن در سال 1345 اجرا کرده اند.
توضیح دیگه اینکه برای اجرا،ازآهنگ بی کلام این ترانه در کاست"دلخوشی ها2"کاری از بهمن باشی استفاده کردم.
کلام:پرویز خطیبی
آهنگ:مصطفی گرگین زاده
خواننده:شادروان بانو دلکش و شادروان ویگن....آخرین بار با صدای علیرضا افتخاری شنیده ام.
دستگاه:اصفهان
بردی از یادم
دادی بر بادم
با یادت شادم
دل به تو دادم
در دام افتادم
از غم آزادم
دل به تو دادم فتادم به بند
ای گل بر اشک خونینم مخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوز
چه شد آنهمه پیمان
که از آن لب خندان
بشنیدم و هرگز،خبری نشد از آن
کی آیی به برم،ای شمع سحرم
در بزمم نفسی،بنشین تاج سرم
تا از جان گذرم
پا به سرم نه
جان به تنم ده
چون به سر آمد عمر بی ثمرم
نشسته بر دل غبار غم
زانکه من در دیار غم
گشته ام غمگسار غم
امید اهل وفا تویی
رفته راه خطا تویی
آفت جان ما تویی
بردی از یادم
دادی بر بادم
با یادت شادم
دل به تو دادم
در دام افتادم
از غم آزادم
دل به تو دادم فتادم به بند
ای گل بر اشک خونینم مخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوز
تا آساید، دل زارم بنشین،به کنارم بنشین
بنشین ای گل،به کنارم بنشین،دل زارم بنشین
سوز دل می دانی،بنشین تا بنشانی
آتــــش دل را
یکنفس مرو که جز غم همنفس ندارم
یار کس مشو که من هم جز تو کس نـدارم
ای پری بنه به یک سو،ناز و دلفریبی
تـــا نصیبی از تــو یابد،جـــــان بی نصیبی
ماه من به دامنم بنشین،کز غمت ستاره بارم
شکوه ها ز دوریت هر شب،با مه و ستاره دارم
من چه باشم؛بسته بندت،
نیمه جانی صید کمندت،
آرزومندت
از غمت چون ابر بهارم،
ای به از گلهای بهاری،
روی دلبندت
ای شمع طرب
سوزم همه شب
بنشین که شود طی
شب تارم بنشین،به کنارم بنشین
مرو مرو که بی تابم من،درون آتش و آبم من
دامنم ز اشک غم تر باشد
خارم ای گل ،بستر باشد
بیا بیا که نوشم جامی،ستانم از دهانت کامی
طره تو بوسه باران سازم
گه جان یابم،گه جان بازم
مه فتنه گرم،بنشین به برم،
چون ز دلداری،آمدی باری
تا به پایت جان
بسپارم بنشین،دل زارم بنشین
شعر:بیژن ترقی
خواننده:بانــو مرضیه
آهنگ:همایون خرم
دستگاه:همایون_گوشه بیداد
اشک من هویدا شد
دیده ام چو دریا شد
در میان اشک من
سایه تو پیـــــدا شد
موج آتشی از غم
زان میانه برپــــا شد
اشک من هویدا شد
دیده ام چو دریا شد
تو برفتی وفا نکرده
نگهی سوی ما نکرده
نکند ای امید جـــانم
که نیایی خدا نکرده
(به یاری شکستگان چرا نیایی؟
چه بی وفا چه بی وفا چه بی وفایی)2
اشک من هویدا شد
دیده ام چو دریا شد
(تو که گفتی اگر به آتشم کشی
وگر ز غصه ام کشی،
تو را رها نمی کنم من)2
نه کشته ام تو را به غم
نه آتشت به جان زدم
که می کشی ز من تو دامن
اشک من هویدا شد
دیده ام چو دریا شد
در میان اشک من
سایه تو پیـــــدا شد
ناله به دل شد گره،راه نیستان کجاست؟
خانه قفس شد به من،طرف بیابان کجاست؟
اشک به خونم کشید،آه به بادم سپرد
عقل به بندم فکند،رخنه ی زندان کجاست؟
گفت پناهت دهد،در ره آن خاک شو
آنکه شدم در رهش خاک بگو آن کجاست؟
روز به محنت گذشت،شام به غم شد سحر
ساقی گلچهره کو،نعره ی مستان کجاست؟
در تف این بادیه،سوخت سراپا تنم
مزرعم آتش گرفت،نم نم باران کجاست؟

موج نلرزد بر آب،غنچه نخندد به باغ
برگ نجنبد به شاخ،باد بهاران کجاست؟
خوب و بد زندگی،بر سر هم ریختند
تا کند از هم جدا؛بازوی دهقان کجاست؟
برق نگه خیره شد،شوق ز دل رخت بست
خانه پر از دود شد،مشعل رخشان کجاست؟
ناله شدم،غم شدم،من همه ماتم شدم
آن دل خرم چه شد،آن لب خندان کجاست؟
ابر سیه شد پدید؛باز به چرخ سخن
اختر برج ادب،مرد سخندان کجاست؟
هم نظر بوعلی،هم قدم بوالعلا
همنفس رودکی،همدم سلمان کجاست؟
مرد نمیرد به مرگ،مرگ از او نامجوست
نام چو جاوید شد،مردنش آسان کجاست؟
خاطرات عمر رفته در نظرگاهم نشسته
در سپهر لاجوردی آتش آهم نشسته
ای خدای بی نصیبان طاقتم ده،طاقتم ده
قبله گاه ما غریبان طاقتم ده،طاقتم ده
(ساغرم شکست ای ساقی رفته ام ز دست ای ساقی)2
در میان توفان
بر موج غم نشسته منم در زورق شکسته منم ای ناخدای عالم
تا نام من رقم زده شد یکباره مهر غم زده شد بر سرنوشت آدم
ساغرم شکست ای ساقی رفته ام ز دست ای ساقی
تو تشنه کامم کشتی در سراب ناکامیها ای بلای نافرجامیها
نبرده لب بر جامی میکشم به دوش از حسرت بار هستی و بد نامیها
بر موج غم نشسته منم در زورق شکسته منم ای ناخدای عالم
تا نام من رقم زده شد یکباره مهر غم زده شد بر سرنوشت آدم
ساغرم شکست ای ساقی رفته ام ز دست ای ساقی
(حکایت از که کنم؟
شکایت از چه کنم؟
که خود به دست خود آتش بر دل خون شده نگران زده ام)2
بر موج غم نشسته منم در زورق شکسته منم ای ناخدای عالم
تا نام من رقم زده شد یکباره مهر غم زده شد بر سرنوشت آدم
تو تشنه کامم کشتی در سراب ناکامیها ای بلای نافرجامیها
نبرده لب بر جامی میکشم به دوش از حسرت بار هستی و بد نامیها
بر موج غم نشسته منم در زورق شکسته منم ای ناخدای عالم
تا نام من رقم زده شد یکباره مهر غم زده شد بر سرنوشت آدم
ساغرم شکست ای ساقی رفته ام ز دست ای ساقی
مرا ز چشمت افکندی دگر چه می خواهی
به دیگران دل می بندی دگر چه می خواهی
ز عشق و یاری ای زیبا سخن مگو با من
تو کز غم من خرسندی دگر چه می خواهی
به دلم از سوز عشقت آذرها دارم
ز غمت بر جان زارم اخگر دارم
به عشقت ای گل دل بستم دگر چه می خواهی
من از تو پیمان بشکستم دگر چه می خواهی
کنون که از پا افتادم در این سرای غم
بیا بگیر ای مه دستم دگر چه میخواهی
در دل شب اخگر بارم تا روشن گردد شام تارم
گر بشکستی پیمانت را من از مهرت کی دل بردارم
مرا ز چشمت افکندی دگر چه میخواهی
به دیگران دل می بندی دگر چه می خواهی
ز عشق و یاری ای زیبا سخن مگو با من
تو کز غم من خرسندی دگر چه می خواهی
آهنگ:همایون خرم
ترانه سرا:کریم فکور
دستگاه:شور
خواننده:بانو پروین و دیگران
درد عشق و انتظار دارم زان شب یادگار
در آن شب سرد پاییز آهنگ سفر میکردی
از رهگذری محنت خیز دیدم که گذر می کردی
درد عشق و انتظار دارم زان شب یادگار
تو رفتی و دلم غمین شد قرین آه آتشین شد
از آن شبی که برنگشتی
جهان که شادی آفرین بود به چشم من غم آفرین شد
از آن شبی که بر نگشتی
لا لا لالا لالا لالا لا
لا لا لالا لالا لالا لا
لا لا لالا لالا لالا لا
در آن شب سرد پاییز آهنگ سفر میکردی
(از آن شب سرد خزان شبها گذشته داستان باده و مینا گذشته
روزگاری بر من تنها گذشته)2
تو رفتی و دلم غمین شد قرین آه آتشین شد
از آن شبی که برنگشتی
جهان که شادی آفرین بود به چشم من غم آفرین شد
از آن شبی که بر نگشتی
لا لا لالا لالا لالا لا
لا لا لالا لالا لالا لا
لا لا لالا لالا لالا لا
از آن شبی که برنگشتی
پی نوشت:مانی عزیز سلام٬ اصل آهنگ رو خواسته بودی٬ عزیز اصل آهنگ رو ندارم چیزی که دارم با صدای بهرام حصیری هستش.ضمن اینکه سعی دارم تنها کارهایی که توسط خودم انجام میشه رو در وبلاگ قرار بدم که خوب یا بدش رو شما دوستان باید تشخیص بدید.
(دل بردی از من به یغما)2،ای ترک غارتگر من
(دیدی چه آوردی ای دوست)2، از دست دل بر سر من
عشق تو در دل نهان شد، دل زار و تن ناتوان شد
رفتی چو تیر و کمان شد، ازبار غم پیکر من
بارغم عشق او را، گردون نیارد تحمل
چون میتواند کشیدن،(این پیکر لاغر من)2
(می سوزم از اشتیاقت، در آتشم از فراقت)2
کانون من سینه ی من،سودای من آذر من
اول دلم را صفا داد، آیینه ام را جلا داد
(آخر به باد فنا داد،عشق تو خاکستر من)2
نمیدونم شعر از کیه... خواننده اصلیش استاد تورج شعبانخوانی است که با گیتار همراهی شده.در دستگاه شور اجرا شده و من از سه تار در همراهی کلام استفاده کردم(ترانه اصلی رو گیتار همراهی کرده). امید که بپسندید.
هنوزم چشمای تو، مثل شبای پر ستاره ست
هنوزم دیدن تو، برام مثل عمر دوباره ست
هنوزم وقتی می خندی، دلم از شادی می لرزه
هنوزم با تو نشستن، به همه دنیا می ارزه
اما افسوس تو رو خواستن،دیگه دیره؛ دیگه دیره
اما افسوس به نخواستن،دلم آروم نمی گیره؛نمی گیره
تا گلی بر سر ایوون تو پژمرد و فرو ریخت
شبنمی غمزده از گوشه چشمان من آویخت
دوری بین من و تو؛دوری باغ و تماشاست
دوری بین من و تو؛دوری ماهی و دریاست
اما افسوس تو رو خواستن،دیگه دیره؛ دیگه دیره
اما افسوس به نخواستن،دلم آروم نمی گیره؛نمی گیره
پی نوشت....هرچند دیر:دوست خوبم "راد"اشاره کردند که شعر این ترانه از فرهاد شیبانی است...ممنونم راد عزیز.
ترانه سرا:فرهاد شیبانی
آهنگساز: فریدون شهبازیان یا فریبرز لاچینی
خواننده:سیمین غانم و دیگران
دستگاه:اصفهان
گل گلدون من شکسته در باد
تو بيا تا دلم نکرده فرياد
گل شب بو ديگه شب بو نمي ده
کي گل شب بو را از شاخه چيده
گوشه آسمون پر*رنگين کمون
من مثل تاريکي، تو مثل مهتاب
اگه باد از سر زلف تو نگذره
من مي رم گم مي شم تو جنگل خواب
گل گلدون من ماه ايوون من
از تو تنها شدم چو ماهي از آب
گل هر آرزو، رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه دلم يه مرداب
آسمون آبي مي شه
امّا گل خورشيد
رو شاخه هاي بيد
دلش مي گيره
درّه مهتابي مي شه
امّا گل مهتاب
از برکه هاي آب
بالا نميره
تو که دست تکون مي دي
به ستاره جون مي دي
مي شکفه گل از گل باغ
وقتي چشمات هم مياد
دو ستاره کم مياد
مي سوزه شقايق از داغ
گل گلدون من ماه ايوون من
از تو تنها شدم چو ماهي از آب
گل هر آرزو، رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه دلم يه مرداب
و یا دانلود کنید
*طبق عادت قدیمی "پر" را "گل" خواندم
از شادروان عماد رام؛ دو ترانه رو پیش از این اجرا کردم(به بایگانی موضوعی؛ لینک ترانه ها؛ ستون سمت چپ؛مراجعه کنید).ترانه ای که امروز دروبلاگ گذاشتم رو حتما شنیدید؛ یا با صدای داریوش یا معین ... شاید هم با صدای خواننده اصلی یعنی عماد رام.
آگاهی چندانی از دست اندرکاران این ترانه ندارم؛ نمیدونم شعر و آهنگ از کیه.... تنها میدونم که در بیات اصفهان ساخته شده.یادش شاد.
با آرزوی شادکامی همیشگی شما.
من دیگه بچه نمی شم
به تو میگم که نشو دیوونه ای دل
به تو میگم که نگیر بهونه ای دل
من دیگه بچه نمیشم آه
دیگه بازیچه نمیشم
به تو میگم عاشقی ثمر نداره
واسه تو جز غم و درد سر نداره
من دیگه بچه نمیشم آه
دیگه بازیچه نمیشم
عقلم و زیر پا گذاشتی رفتی
تو منو مبتلا گذاشتی رفتی
به غم زمونه ای دل
منو واگذاشتی ای دل
به خدا منو رسوا کردی ای دل
همه جا مشتمو وا کردی ای دل
هرجا رفتی پا گذاشتی
فتنه برپا کردی ای دل
(می دونم تو دیگه عاقل نمی شی
تو دیگه برای من دل نمیشی)2
من دیگه بچه نمیشم آه
دیگه بازیچه نمیشم
آهنگ:همایون خرم
شعر:معینی کرمانشاهی
خواننده: بانو مرضیه و دیگران
دستگاه:ماهور(گوشه ی عراق)
دیــــــــــوانه ز دسـت عشـــــق تو کـــنونم
آواره چــــو مــــجنون در دشت جــــــــنونم
چون بگذرم از این ره با پــــــای شکســـته
چون ناله کند این نی با نــــــای شکســـته
*****
دیــــــــــوانه ز دسـت عشـــــق تو کـــنونم
آواره چــــو مــــجنون در دشت جــــــــنونم
چون بگذرم از این ره با پــــــای شکســـته
چون ناله کند این نی با نــــــای شکســـته
من یوسف راه توام افتاذه به چاه توام
ارزام مفروشم
پیش تو خموشم اگر چون باده ی کهنه دگر
{با چهره و سیمای شکسته با قامت و بالای شکسته
{بر کوی تو روکرده ام ای فتنه مرانم
داری تو اگر حرمت دلهای شکسته(2)}۲
چه خواهد شد که نوشی می ز مــــینای شکســـــته(2)
آهنگ: علي تجويدي
تنظيم: روح اله خالقي
شعر:معيني كرمانشاهي
نغمه:دشتي
خواننده:بانو مرضیه و دیگران
جاي آن دارد كه چندي هم ره صحرا بگيرم
سنگ خارا را گواه اين دل شيدا بگيرم
مو به مو دارم سخنها
نكته ها از انجمنها
بشنو اي سنگ بيابان
بشنويد اي باد و باران
با شما همرازم اكنون
با شما دمسازم اكنون
شمع خودسوزي چو من
در ميان انجمن
(گاهي اگر آهي كشد دلها بسوزد)2
يك چنين آتش به جان
مصلحت باشد همان
(با عشق خود تنها شود تنها بسوزد)2
من يكي مجنون ديگر
در پي ليلاي خويشم
عاشق اين شور و حال
عشق بي پرواي خويشم
تا به سويش ره سپارم
سر ز مستي بر ندارم
من پريشان حال و دلخوش
با همين دنياي خويشم
جاي آن دارد كه چندي هم ره صحرا بگيرم
سنگ خارا را گواه اين دل شيدا بگيرم
مو به مو دارم سخنها
نكته ها از انجمنها
بشنو اي سنگ بيابان
بشنويد اي باد و باران
با شما همرازم اكنون
با شما دمسازم اكنون
** ** **
چرا تو جلوه ساز اين،
بهار من نمي شوي؟
چه بوده آن گناه من،
كه يار من نمي شوي؟
بهار من گذشته شايد
شكوفه ي خيال تو،
شكفتـــــــه در خيال من
چرا نمي كني نظر،
به زردي جمـــــــــال من؟
بهار من گذشته شايد
تو را چه حاجت
نشانه ي من
تويي كه پا نمي نهي به خانه ي من
چه بهتر آنكه نشنوي ترانه ي من
نه قاصدي كه از تو آرد،
گهي به سوي من پيامي
نه رهگذاري از تو آرد،
بــــــــراي من گهي پيامي
بهار من گذشته شايد
غمت چو كوهي،
به شانه ي من
ولي تو بي غم از غم شبانه ي من
چو نشنوي فغان عاشقانه ي من
خدا ترا از من نگيرد،
نديـــدم از تو گرچه خيري
به ياد عمر رفته گريم،
كنون كه شمع بزم غيري
بهار من گذشته شايد
** ** **
چرا تو جلوه ساز اين،
بهار من نمي شوي؟
چه بوده آن گناه من،
كه يار من نمي شوي؟
بهار من گذشته شايد
شكوفه ي خيال تو،
شكفته در خيال من
چرا نمي كني نظر،
به زردي جمـــال من؟
بهار من گذشته شايد
شعر: عبدالله الفت
خواننده: بانو پروین " سال اجرا ۱۳۳۸" و محمد اصفهاني
دستگاه: بيات اصفهان
تنها ماندم، تنها ماندم
تنها با دل برجا ماندم
چون آهي بر لبها ماندم
راز خود به كس نگفتم
عشقت را به دل نهفتم
با يادت شبي كه خفتم
چون غنچه سحر شكفتم
دل من ز غـــمت فغان برآرد
دل تو ز دلم خبـــــــر ندارد
پس از اين نخورم فريب چشمت
شـــــــــرر نگهت اگر گذارد
با وزن تندتر:
وصلت را ز خدا خواهم
از تو لطف و صفا خواهم
كز مهرت بنوازي جانم
عمر من به رهت شد طي
تو بي من ، من و غم تا كي
دردي هست نبود درمانم
تنها ماندم، تنها ماندم
تنها با دل برجا ماندم
چون آهي بر لبها ماندم
يكي از دوستان وبلاگ، ترانه اي رو از عماد رام خواسته بود؛اولين باري كه اين آهنگ رو شنيدم هفته پيش بود با صداي شكيلا،اما دوست داشتم اصل ترانه رو هم بشنوم كه توسط يكي از دوستان ميسر شد.
اجراي شكيلا خوب بود، با تنظيم جديد. ايشان به اصل اثر وفادار مانده اند امــــــا...
به گمان من اگه ايشان با داشتن امكانات، محبوبيت و صداي خوش آثاري از خود رو اجرا كنند موفقتر خواهند بود.
پيش از اين آثار ديگري رو باز خواني كرده اند كه همه خوب از كار در نيامده" اشك مهتاب...استاد شجريان، به رهي ديدم..... بانو مرضيه،عجب رسميه....رسول نجفيان"
بگذريم.... ترانه ي زير از روانشاد عماد رام رو به همه ي دوستان تقديم مي كنم ، به خصوص دوست وبلاگ نويسم سيما.
*** *** ***
در اين دنيا تك و تنها شدم من
گياهي در دل صحرا شدم من
چو مجنوني كه از مردم گريزد
شتابان در پي ليلا شدم من
((چه بي اثر مي خندم، چه بي ثمر مي گريم
به ناكامي چرا رسوا شدم من
چرا عاشق چرا شيدا شدم من))
من آن دير آشنا را مي شناسم
من آن شيرين ادا را مي شناسم
محبت بين ما كار خدا بود
از اينجا من خدا را مي شناسم
((چه بي اثر مي خندم، چه بي ثمر مي گريم
به ناكامي چرا رسوا شدم من
چرا عاشق چرا شيدا شدم من))
خوش آن روزي كه اين دنيا سرآيد
قيامت با قيام محشر آيد
بگيرم دامن عدل الهي
بپرسم كام عاشق كي برآيد؟
((چه بي اثر مي خندم، چه بي ثمر مي گريم
به ناكامي چرا رسوا شدم من
چرا عاشق چرا شيدا شدم من))
پی نوشت: ترانه ی" مریم چرا؟ " رو اصلاح کردم... میتونید دوباره دانلود کنید. لینکش اینجاست.
ازآن زمان که آرزو چو نقشی از سراب شد
تمام جستجوي دل سؤال بي جواب شد
نرفته کام تشنه ای به جستجوي چشمه ها
خطوط نقش زندگی چو نقشه ای بر آب شد
چه سينه سوز آه ها؛که خفته بر لبان ما؛
هزار گفتنی به لب اسير پيچ و تاب شد
نه شور عارفانه ای؛ نه شوق شاعرانه ای؛
قرار عاشقانه هم شتاب در شتاب شد
نه فرصت شکايتی؛نه قصه و روايتی؛
تمام جلوه های جان چو آرزو به خواب شد
نگاه منتظر به در نشست و عمر شد به سر
نيامده به خود نگر که دوره ی شباب شد
پی نوشت ۱: برای آپلود کردن فایل ناگزیر به تغییر فورمت آهنگ از wav به mp3 هستم؛ تا حجم کار کمتر بشه؛ در نتیجه حاصل کار اینی میشه که میشنوید... کمی!!! صدا می پیچه.... پیشاپیش عذر منو بپذیرید.
پی نوشت ۲:قسمت نظرات رو خوندم... سیمای گرامی ممنونم... در پستهای آینده حتما ترانه ای که خواسته بودی رو میخونم. شمــــــــا دوست عزیز؛ شما هم اگه خواستار ترانه ای هستید برام بنویسید اگه در توانم بود حتما خواهم خواند.شــــــــاد باشید.
مدتي بود كه دوست داشتم اين شعر رو بخونم، خب امروز موفق شدم.اين شعر رو سال 79 نوشتم و امروز ضبطش كردم؛ در دستگاه ماهور، گوشه ي عراق؛ اينكه چطور شده رو شما بايد بگيد دوست من.
با تو بودن، با تو رفتن راهها را گـــام گــــــــام رو به دنيـــاي سپيد از امتـــداد تـــــــار شـــــام
كوچه هاي عشق را در مي نوردم؛ در عبــور شامـــگاه تيره ام را چشم تــــو خوش كـرده دور
با تو حتي در عبور از كوچه هاي سرد ســـرد گرم گرمم از نگاهــــــت خالــــي از هر گونه درد
خاليــم از حس ترس و عاريــم از بيم مــــــوج اختيارم را به دريا ميسپارم خوب من اي اوج اوج
در كنـــــار تو به جنــــگ خستگيها ميـــــــروم بــــا تــــو تا دنيــــاي خوبيــهاي مطلق مـي دوم
مي دوم تا لحظه هاي با تو بودن هست و بــاز مست چشمان عقيقت مي شوم اي چــاره ساز
ترانه ي زير رو پيش از همه به استاد محمد نوري تقديم ميكنم كه ترانه هاش جاودانه ست؛ مدتها اين ترانه از ايشان رو زير لب زمزمه ميكردم و چندي پيش براي اولين بار تو رومهاي شعر و موسيقي ياهو اجرا كردم.گفتن عدم دسترسي من به امكانات خوب ضبط صدا تكرار مكرراته... هرچه هست برگ سبزيست تحفه ي درويش.
تقديم به گل روي همتون.
زمان ترانه:2:44
((من بيهوده ميخواهم،از ياد تو بگريزم
اي همه هستي من از مهر تو لبريزم
تو درياي من هستي،هرگز از خود مرانم
من ساحلي غريبم،بايد با تو بمانـــم))الف
بي تــــــو،چون كوير تشنه ي آبـــــم
بر موج هستي چون حبابـــــم
بي قرارم و بيتابــــــم
بي تو،چون كتاب بسته اي هستــــم
شاخه ي شكسته اي هستــم
عابر خسته اي هستم
(تكرار الف)
سلام....
بازم سلامی دیگه و آهنگی دیگه... اینبار ترانه ای جاودانه از شادروان دلکش.....برای ضبط صدا از علی آقای تهرانی(آوازهای روزانه) مشورت خواستم...جا داره از راهنماییشون تشکر کنم ولی متاسفانه فعلا باید با حداقل امکانات کار کنم. برای ضبط از jetAudio استفاده میکنم که نتیجه ی کار از این بهتر نمیشه ......به بزرگواری خودتون ببخشید..
عاشقم من، عاشقي بي قرارم
كس ندارد خبر از دل زارم
آرزويي جز تو در دل ندارم
من به لبخندي
از تو خرسندم
مهر تو اي مه آرزومندم
بر تو پابندم
از تو وفا خواهم
من ز خدا خواهم
تا به رهت بازم جان
تا به تو پيوستم
از همه بگسستم
بر تو فدا سازم جان
عاشقم من......
خيز و با من در افقها سفر كن
دل نبازي چون نسيم سحر كن
ساز دل را نغمه گر كن
همچو بلبل نغمه سر كن
نغمه گر كن
همچو بلبل نغمه سر كن
يادم مياد سالها پيش، تو جمع هاي فاميلي دور هم يه بزم شعر و آواز راه مينداختيم و هركي به سليقه ي خودش شعري رو ميخوند. البته اكثراً ترانه اجرا ميكردند؛ فقط داييام بودند كه آواز رو چاشني ترانه هاشون مي كردند.
امكاناتمون يه ميكروفن معمولي بود و يه قابلمه كه يكي از بستگان به جاي ضرب ازش استفاده ميكرد. اتفاقاً نواختن سنتور رو هم بلد بود و كمي هم ني؛ ولي جالب بود كه وقتي سازش همراش نبود به طرز ماهرانه اي صداي ني و سنتور رو خودش در مياورد.براي من تو عالم بچگي خيلي لذت بخش بود و خيلي دوست داشتم كه زمان زود بگذره تا فقط يه شنونده نباشم.
از دايي بزرگمون مي خواستيم_شد خزان_رو بخونه؛ از دايي كوچكترمون _غروب كوهستان_رو ميخواستيم و از برادرم..... اون بايد ياترانه ي_من و گنجشكاي خونه_رو ميخوند ويا ترانه ي_ مريم چرا؟_ رو.
خيلي اين تصنيف رو دوست داشتم و اين دوست داشتن هنوز هم ادامه داره.يه سوز خاصي داره؛ خيلي به دل ميشينه؛ نميدونم با من مؤافقيد يا نه؟
سالها بعد اين ترانه رو از زبان كودك كوچكي شنيدم كه تو فيلم _پ مثل پليكان_ بازي ميكرد.
راستش، نميدونم اين آهنگ از كيه؟ كي شاعرشه و كي براي اولين بار اجراش كرده.( اگه ميدونيد بهم بگيد) اين آخريا با صداي عطا شنيدمش ولي اجراي من بيشتر شبیه اجراييه كه از سالهاي كودكي تو ذهنم مونده .
مريم چرا با ناز و با افسون و لبخندي؟ به جانم شعله افكندي،
مرا ديوانه كردي
امشب كه با ناله، غمت در ديده مي بارد دلم در سينه مينالد؛
مرا دیوانه کردی
رفتي مرا تنها به دست غم رها كردي به جان من خطا كردي
مرا ديگر نخواهي
پيدا شدي با غم، تو در جام شراب من ازاين حال خراب من
بگو ديگر چه خواهي
اشكي كه ريزد ز ديده ي من، آهي كه خيزد ز سينه ي من، رنگ تمنا ندارد
تو آن گل مريم سپيدي، بي تو دلم شوري و اميدي، ديگر به دنيا ندارد
همچون نسيم از برم بگذر؛ يك لحظه در ديده ام بنگر شايد نشاني ز عشق و وفا، بينم به چشم تو بار دگر
اشكي كه ريزد ز ديده ي من، آهي كه خيزد ز سينه ي من، رنگ تمنا ندارد
تو آن گل مريم سپيدي، بي تو دلم شوري و اميدي، ديگر به دنيا ندارد
پی نوشت:فرشید فروزانفر عزیز نوشته:سلام من سايت شما رو ديدم در مورد آهنگ مريم نوشته بودی بذار بهت بگم چون از بچگي پدرم برام ميخوند.آهنگ مريمي که تو نوشته بودي اصلش مال شاهرخ (نه شاهرخ معروف) خواننده مشهدي بوده که صفحه ش هم خيلي معروف بود البته شاهرخ باهمين آهنگ معروف بود و الان هم محل کارش وآدرسش مشهدشو من دارم ولي هيچ وقت جرات نکردم برم پهلوش چون خجالت کشيدم.آهنگ مال يک خواننده مشدي هستش که خونده مال دهه 40 هم هستش.قربانت